تبلیغات
منتظران ولایت

www.velayat.org

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظر سنجی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


تاریخ:شنبه 17 خرداد 1393-07:29 ب.ظ

کمک به وبلاگ ( منتظران ولایت ) و راهنمایی

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایه علی بن ابوطالب

بچه های شیعه و دوستاران اهل بیت ( علیه السلام ) و منتظران ولایت مهدی ( عج ) وبلاگ منتظران ولایت درخواست کمک از شما ولایتمداران را دارد برای کمک به این وبلاگ کافی است وبلاگ ما را با نام (( منتظران ولایت ))  یا  کد لوگو ( بنر ) ما را که در گوشه وبلاگ درج گردیده در سایت یا وبلاگتان قرار دهید و به ما خبر دهید تا اگر خواستید شما را لینک کنم توجه اگر سوال اعتقادی پیرامون ( ولایت فقیه . شبه . ابهام و ... )  یا شرعی داشتید میتوانید از طریق نظر برای ما ارسال کرده و تا به شما پاسخ دهم برای دیدن این وبلاگ با زبان های دیگر مثل( العربیه . انگلیسی و... ) در گوشه وبلاگ انتخاب کنید وببیند
سامانه پیام کوتاه وبلاگ منتظران ولایت :
5000266666820
و ایمیل ما :
sonnat313@gmail.com



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 25 تیر 1394-09:37 ق.ظ

کتاب امام مهدی امام حی و ناظر ((نویسنده سید مصطفی احمدی)) چاپ شد !




به گزارش «منتظران ولایت» ، کتاب سید مصطفی احمدی مدیر سایت منتظران ولایت چاپ شد . 
در این کتاب سعی شده است به شبهات تو خالی وهابیت پاسخ داده شود . این کتاب با موضوع مهدویت و اثبات امام مهدی و حی بودن ایشان می باشد . 
جهت تهیه کتاب با شماره زیر از طریق واتس آپ یا تماس در ارتباط باشید : 
ایران : 09217089695




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 1 تیر 1394-04:56 ب.ظ

عبدالله بن عمر : کسی که نماز تراویح می خواند الاغ است ! + سند

عزیزان اهل سنت و آقایون وهابی نمازی را در شب های ماه مبارک رمضان به جماعت به نام تراویح می خوانند که عبدالله بن عمر با عرض پوزش می گوید افرادی که تراویح می خوانند الاغ هستند ! : 


7715 - حدثنا وكیع عن سفیان عن منصور عن مجاهد قال سأل رجل بن عمر أقوم خلف الإمام فی شهر رمضان فقال تنصت كأنك حمار .

 مجاهد بن جبر می گوید : مردی از ابن عمر پرسید در ماه رمضان نماز تراویح بخوانم پشت امام به جماعت؟ابن عمر می گوید : میخواهی مثل الاغ ساکت بمونی؟ برو نمازت را در خانه بخوان ! 

مصنف ابن ابی شیبه ج2ص166چاپ مکتبه الرشد ریاض

حال پرسش ساده چرا نماز تراویح می خوانید که به قول ایشان مانند الاغ باشید !؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:جمعه 29 خرداد 1394-01:23 ب.ظ

دیدگاه نوه معاویه درباره وی! + سند

وقتی معاویة بن یزید بن معاویة (نوه معاویه) به حکومت رسید، به منبر رفت و چنین گفت:

 

وَقد بتر عمر یزِید لسوء مَا فعله واستجابة لدَعْوَة أَبِیه فَإِنَّهُ لیم على عَهده إِلَیْهِ فَخَطب وَقَالَ اللَّهُمَّ إِن كنت إِنَّمَا عهِدت لیزِید لما رَأَیْت من فعله فَبَلغهُ مَا أملته وأعنه وَإِن كنت إِنَّمَا حَملَنِی حب الْوَالِد لوَلَده وَأَنه لَیْسَ لما صنعت بِهِ أَهلا فاقبضه قبل أَن یبلغ ذَلِك

 

فَكَانَ كَذَلِك لِأَن ولَایَته كَانَت سنة سِتِّینَ وَمَات سنة أَربع وَسِتِّینَ لَكِن عَن ولد شَاب صَالح عهد إِلَیْهِ فاستمر مَرِیضا إِلَى أَن مَاتَ وَلم یخرج إِلَى النَّاس وَلَا صلى بهم وَلَا أَدخل نَفسه فِی شَیْء من الْأُمُور وَكَانَت مُدَّة خِلَافَته أَرْبَعِینَ یَوْمًا وَقیل شَهْرَیْن وَقیل ثَلَاثَة شهور وَمَات عَن إِحْدَى وَعشْرین سنة وَقیل عشْرین وَمن صَلَاحه الظَّاهِر أَنه لما ولی الْعَهْد صعد الْمِنْبَر فَقَالَ إِن هَذِه الْخلَافَة حَبل الله وَإِن جدی مُعَاوِیَة نَازع الْأَمر أَهله وَمن هُوَ أَحَق بِهِ مِنْهُ عَلیّ بن أبی طَالب وَركب بكم مَا تعلمُونَ حَتَّى أَتَتْهُ منیته فَصَارَ فِی قَبره رهینا بذنوبه ثمَّ قلد أبی الْأَمر وَكَانَ غیر أهل لَهُ وَنَازع ابْن بنت رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم فقصف عمره وانبتر عقبه وَصَارَ فِی قَبره رهیبا بذنوبه ثمَّ بَكَى وَقَالَ إِن من أعظم الْأُمُور علینا علمنَا بِسوء مصرعه وبئیس منقلبه وَقد قتل عترة رَسُول الله صلى الله عَلَیْهِ وَسلم وأباح الْحرم وَخرب الْكَعْبَة وَلم أذق حلاوة الْخلَافَة فَلَا أتقلد مرارتها(صواعق المحرقة ابن حجر 641/2 باب الخاتمه فی بیان اعتقاى اهل السنه و الجماعه)

 

«یزید بن معاویه در سال 64 هـ. به هلاكت رسید. پسر جوان او كه مردی صالح و شایسته و همواره بیمار بود، به عنوان ادامه خلافت، قدمی به پیش ننهاد و از آن استقبال نكرد و در هیچ امری مداخله ننمود. او حدود چهل روز و به قولی دو یا سه ماه خلیفه بود. در سن بیست سالگی به منبر رفت و گفت: «إِنَّ هذِهِ الْخِلافَةِ حَبْلُ اللهِ». خلافت ریسمان الهی است كه جدم معاویه به ناحق از آنِ خود كرد و حال آن كه این حق از آنِ علی بن ابی طالب بود. هنگامی كه جدم با گناهانش در قبر آرمید، پدرم خلافت را غاصبانه عهده دار گردید، درحالی كه خلافت حق پسر دختر پیامبرخدا بود و پدرم نیز هم اكنون در قبر خود با گناهان بسیارش، دست به گریبان است».

 

او پس از این اعترافات گریست و گفت:

 

«عظیم ترین و وحشتناك ترین عمل پدرم، قتل عترت رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، روی آوردن به میگساری و تخریب خانه خدا است. من راه آنان را ادامه نخواهم داد و مقلّد آنان نیستم و اختیار شما مردم با خود شماست، اگر جهان مداری و دنیاداری خوب است، ما به قدر لازم به آن رسیدیم و اگر بد است به این مقدار كه رسیدیم ذُریّه ابی سفیان را كافی است». سپس از انظار مردم پنهان شد و بعد از چهل روز در گذشت.

 لینک در سایت منتظران ولایت 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394-11:06 ب.ظ

سایت جهانی منتظران ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم 

دومین سال افتتاح سایت منتظران ولایت 

با محوریت پاسخ به شبهات وهابیت ، ولایت فقیه و مهدویت و آخر الزمان 

مطالب ما را از سایت زیر دنبال کنید : 

www.velayat.org




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 20 مرداد 1393-10:16 ق.ظ

انتقال یافت

به سایت

 منتظران ولایت

www.velayat.org




 منتقل شد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 19 مرداد 1393-11:43 ق.ظ

» آیا پس از ظهور یا قیام یا تشکیل حکومت بقیه الله کسی هم گناه می کند؟ اختیار چه می شود؟

در جواب سؤال فوق باید گفت كه بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه، مانند قبل از ظهور اختیار باقی است و برای انسان امكان گناه كردن می باشد و این مطلبی است مسلم از نظر ادله عقلی و نقلی.
      
      
ادله عقلی:
      الف) انسان موجودی است كه ذاتا مختار در افعالش می باشد كه یك امر وجدانی است كه اگر انسان در خود تأمل كند این مطلب را درك می كند. به قول مولوی:


 این كه گوئی این كنم یا آن كنم

خود دلیل اختیار است ای صنم


      و در قرآن كریم هم آیات متعددی ارشاد به این حكم عقل دارند مانند «و قل الحق من ربكم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیكفر؛ بگو حق از پروردگارتان است پس هر كه بخواهد ایمان بیاورد و هر كه بخواهد انكار كند››.(كهف، آیه 29) و ما هیچ دلیلی بر اینكه بعد از ظهور ماهیت انسان متبدل می شود و از او سلب اختیار می شود نداریم علاوه بر اینكه به حكم عقل انقلاب و تبدل در ماهیت محال است.


      ب) یكی از اصول دین ما معاد است كه ما معتقدیم قیامت برای تمام افراد از اول هستی تا به آخر حتی برای پیامبران و ائمه(ع) ثابت است و هیچ استثنائی در بین نیست و روشن است كه مسئله قیامت و ثواب و عقاب فرع صحت تكلیف است و تكلیف متفرع بر اختیار است. «ان الله عز و جل ارحم بخلقه من ان یجبر خلقه علی الذنوب ثم یعذبهم علیها؛‍ خداوند نسبت به بندگان خود رحیم تر از آن است كه آنان را به گناه مجبور سازد و سپس آنان را كیفر دهد››.(توحید شیخ صدوق، باب59، حدیث3 ص360 حدیث هم از امام باقر علیه السلام و هم از امام صادق علیه السلام نقل شده.) پس اگر معاد برای همه هست باید اختیار هم برای همه باشد.


      
      
ادله نقلی:
      الف) خطابات در قرآن كریم یا با لفظ ناس (مردم) است مانند «یا ایها الناس» و یا با مؤمنین مانند «یا ایها الذین آمنوا» و لفظ ناس شامل تمام افراد می شود و هیچ دلیلی هم بر تخصص نداریم. و نسبت به خطاب «الذین آمنوا» یا افراد و انسانهای پس از ظهور ایمان می آوردند كه مشمول این خطابات و تكالیف هستند و یا ایمان نمی آورند كه باز هم نشانگر اختیار و امكان گناه برای آنان است و هیچ دلیلی بر تخصیص و خروج آن افراد از تحت این خطابات نداریم.


      ب) روایات كه در این زمینه زیاد است.

 اولا روایاتی كه به صورت عام دلالت می كند كه شرع و دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله تا روز قیامت مستمر است و اینكه حلال و حرام دین اسلام تا قیامت استمرار دارد: ‹‹قال رسول الله صلی الله علیه و آله: حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه؛(اصول كافی ج2 ص17) پس حلال و حرام های دین اسلام تا قیامت استمرار دارند و روشن است كه وجود حلال و حرام منوط بر اختیار انسان است.

 ثانیا روایاتی كه به صورت خاص دلالت می كند كه بعد از ظهور، احكام الهی باقی است در كتاب فی ظلال نهج البلاغه، ج،2 ص357 در ذیل کلام علی علیه السلام كه فرمود «ثم لیشحذن فیها قوم ...» می گوید: در سایه آموزش و تربیت امام زمان علیه السلام، علما و دانشمندانی بیرون می آیند كه به حلال و حرام خدا و كتاب و نسبت به پیامبر به خوبی آگاهی دارند. پس در آن زمان هم حلال و حرامی می باشد و چنانچه گفته شد حلال و حرام متفرع بر اختیار است و در روایات دیگر كه در این زمینه می توانید به كتاب مناهل الابرار فی تلخیص بحارالانوار، حسین درگاهی، جلسه 9 مراجعه فرمائید.


      شبهه ای كه در این جا ممكن است مطرح شود این است كه در روایات زیادی وارد شده كه در زمان ظهور حضرت، جهان پر از عدل و داد می شود و ظلم و جور كلا مرتفع می شود. قال الباقر علیه السلام: «یملأ الارض عدلا»؛(مناهل الابرار، ج9 ص142) و اینكه در آن زمان هیچ ظلمی نمی شود، «و ارتفع فی ایامه الجور»؛(مجموعه آثار استاد مطهری، ج18 ص164) در زمان حضرت، ظلم كلا از بین می رود. خوب به مقتضای این روایات اگر زمان ظهور همه جا عدل است و هیچ ظلمی محقق نمی شود معنایش این است كه امكان گناه نیست چون گناه بزرگترین ظلم است.

 لیكن در جواب می گوئیم این روایات نه فقط دلالت بر عدم امكان گناه و بی اختیار بودن انسان نمی كند بلكه كاملا عكس مطلب را اثبات یعنی دلالت بر وجود اختیار و امكان گناه می كند كه این مطلب نیاز به توضیح دارد.


      اولا می دانیم كه مقصود از عدل در این روایات عدل در مقابل ظلم است نه عدل تكوینی كه در نظام هستی است كه «بالعدل قامت السماوات و الارضون»؛ (تفسیر صافی(الاصفی) ، ج 2، ص 1241، ذیل آیه «ووضع المیزان» چاپ دفتر تبلیغات اسلامی).


      و این معنای از عدل، در جایی امكان تحقق دارد كه امكان ظلم باشد چون به اصطلاح علما منطق رابطه ظلم و عدل رابطه ملكه و عدم ملكه است كه در جائی می توان گفت فعل عادلانه است كه امكان ظالمانه بودنش باشد و اگر در جائی امكان ظلم نباشد و انسان مجبور به یكطرف باشد دیگر اطلاق عدل معنا ندارد. پس اینكه معصومین علیهم السلام می فرمایند «یملأ الارض عدلا» خود دلالت دارد كه امكان ظلم هم هست و چون اساسا موضوع عدل و ظلم تشریعی در افعال اختیاری انسان معنا دارد پس اختیار هم باقی است.


      نكته مهم دیگر این است كه اختیار داشتن انسان بدین معنا نیست كه حتما باید ظلم و گناه كند آنچه مثبت اختیار است امكان گناه و ظلم است نه تحقق گناه. ممكن است بفرمائید كه اگر در آن زمان هم مثل این زمان امكان ظلم و گناه هست پس چرا ظلم نمی شود؟ در جواب می گوئیم:

 جواب این سؤال به صورت بسیار زیبا در روایاتی كه خصائص آن زمان را بیان می نماید وارد شده می دانیم كه ریشه گناه غلبه كردن هوای نفس بر عقل و خرد است و اگر انسان تابع عقل باشد و بر عواقب گناه بیندیشد هرگز گناه نمی كند و در روایات وارد شده كه در آن زمان عقل انسان ها كامل می گردد.(بحارالانوار ج52 ص336)


       و علی علیه السلام می فرماید: «یعرض الهوی علی الهدی»؛(نهج البلاغه، خطبه 138) گفته شده منظور از هدی در اینجا بقرینه ما بعد كلام حضرت عقل است كه خوبی و بدی افعال را درك می كند.(امامت و رهبری، محمد حسین مختاری مازندرانی، ص361)


       پس در آن زمان چون عقول كامل می شود و هوای نفس تابع عقل می گردد كسی به كسی ظلم نمی كند گرچه امكان ظلم و گناه هست و اختیار هم باقی است. البته هرچند ظلم به دیگران در حكومت عدل حضرت جائی ندارد اما گناه شخصی و ظلم به نفس ممكن است.

به ویژه رسیدن به اوج كمال و فهم و ترقی در حكومت جهانی حضرت به تدریج است نه یكباره لذا در ابتدای حكومت، اهل كتاب با اعتقاد خودشان تحت حكومت حضرت زندگی می كنند و با آنان مدارا می شود و به تدریج آنان هم مسلمان می شود. «اللهم ارنا الطلعه الرشیده و الغره الحمیده»؛ (گوشه ای از دعای شریف عهد در مفاتیح الجنان).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 14 مرداد 1393-09:55 ب.ظ

» زمان ظهور حضرت حجت(عج) قضای ....

» زمان ظهور حضرت حجت(عج) قضای الهی محسوب می شود یا قدر؟ چون چندی پیش از یكی ازعلمای شهرمان شنیدم كه فرموده بودند:«ظهور حضرت قضای الهی محسوب می شود و با دعای ما عقب یا جلو نمی افتد و این كه بزرگان دین بر امر تعجیل فرج اصرار دارند و گفته می شود بسیار دعا كنید،تنها به خاطر ایجاد محبت بین فرد و آقا امام زمان(عج) است. و علت خواندن دعای ندبه، عهد و... تنها عدم دوری ما از آن حضرت است كه اگر این امر صورت نگیرد به مرور زمان مردم فراموش می كنند كه منتظر جانشین خدا بر روی زمین بوده اند». این موضوع فكر مرا مشوش كرده و بعد از هرنماز تنها ذكر «اللهم عجل لولیك الفرج»را به نیت 5 تن آل عبا تكرار می كردم ولی طی این مدت تنها «دعای الهم كل لولیك» و«الهی عظم البلاء...» و «آل یاسین» و ازاین قبیل را می خوانم، یعنی با دید دیگری به مسأله ظهور امام زمانم می اندیشم.خواهشمندم در این زمینه مرا راهنمای یفرمایید.

 

 

به فرموده امام علی(ع): خداوند كارها را به حسب قضایش انجام می دهد نه رضایت شما، (میزان الحكمه، روایت شماره 16456) و مقدمه قضای الهی قدر الهی است. چرا كه هر كار بر اساس اندازه و هندسه خاص خود انجام می گیرد. به فرموده امام صادق(ع): چون كه خداوند چیزی را اراده كند مقدر می نماید آنرا (اندازه و مقدار آنرا معین می نماید) و پس از تقدیر قضایض به آن تعلق می گیرد، (همان مصدر، روایت شماره 16461)


      قدر عبارت است از هندسه و اندازه وجودی هر چیز و قضاء به معنای گذراندن و یكسره كردن و به پایان رساندن است تقدیر الهی موجودات عالم مشهود را بسوی آنچه در مسیر وجودشان برای آنها تقدیر و قالب گیری كرد، هدایت می كند هم چنانكه خدای بزرگ فرمود: «الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی؛ آنچه را كه خلق كرده بسوی آنچه كه برایش مقدر نموده هدایت فرمود. و سپس همین تقدیر و هدایت را با امضاء قضاء تمام و تكمیل می كند» ؛ (سوره اعلی، آیه 3؛ ر.ك: تفسیر المیزان، مرحوم علامه طباطبایی، ترجمه ج 37، ص 185).


      و بسیار می شود كه خدا چیزی را تقدیر می كند ولی به دنبال تقدیر قضائش را نمی راند مانند قدری كه بعضی از علل و شرائط خارج آنرا اقتضاء داشته ولی به خاطر مزاحمت مانعی آن اقتضاء باطل می شود و یا سببی دیگر و یا اقتضایی دیگر جای سبب قبلی را می گیرد و چه بسا چیزی مقدر بشود و قضاء آن نیز رانده شده باشد مثل این كه از جمیع جهات یعنی هم از جهت وجود علل و شرایط و هم از جهت نبودن مانع تقدیر شده باشد كه در این صورت آن چیز محقق می شود و در بعضی از روایات نیز آمده كه قدر ممكن است تخلف كند اما برای قضاء برگشتی نیست. البته تغییر در تقدیر مربوط به عالم ماده می باشد، (ر.ك: همان مصدر، ص 185)


      با توجه به این مقدمه قضاء به معنای اجتماع جمیع علل و شرائط و فقدان هر گونه مانعی است كه مسلماً انجام می گیرد و هیچ گونه برگشتی در آن نیست. اما این بدان معنی نیست كه قصد كنیم دعا كردن با قضاء الهی منافات دارد. چه بسا همین قضایی كه مجموعه شروط متعدد است یكی از آن شروط دعای بندگان باشد.


      و آمیختگی و همسویی دعا و قضاء در روایات بخوبی مشهود است. امیرالمؤمنین علی(ع) در انتهای نامه 31 نهج البلاغه به فرزندشان امام مجتبی(ع) می فرماید: دین و دنیای تو را به خدا می سپارم «و اسأله خیر القضاء لك» و بهترین خواسته الهی را در آینده و هم اكنون در دنیا و آخرت برای تو می خواهم. و این اجتماع درخواست از خدا (سؤال) و قضاء. بسیار زیباست.


       در روایت آمده كه حضرت امیر(ع) از زیر دیواری كه در شرف خراب شدن بود حركت كردند و به جای دیگر رفتند از آن جناب سؤال شد آیا از قضای الهی (حكم حتمی الهی) فرار می كنید آن امام بزرگوار فرمودند از قضای الهی به سوی قدر الهی فرار می كنم!، (ر.ك: میزان الحكمه، ج 8، ص 162)


      به این معنی كه در صورت توقف تمام مقدمات لازم برای زیر آوار ماندن مهیا می گردد و قضای الهی تحقق می پذیرد. اما با حركت به سوی مكانی دیگر مقدمه ای از آن مقدمات ناقص می گردد و هندسه ای دیگر شكل می گیرد و آن تحقق سلامت و امنیت است.


      و لذا منافات ندارد كه حتی دعا، قضای الهی را متبدل سازد. دعایی كه از جمله مقدمات و شروط حكم حتمی الهی است. در روایت از رسول اكرم(ص) وارد شده كه: «لا یرد القضاء الا الدعاء»؛ قضای الهی را رد نمی كند مگر دعا (ر.ك: منتخب میزان الحكمه، روایت شماره 2101)بنابراین در عین حال كه همه امور به قضای الهی تحقق می پذیرد منافات ندارد كه ما موظف به دعا كردن باشیم. نه صرفاً به علت یك امری صوری و ظاهری بلكه چون دعا خود در سلسله طولی تحقق اشیاء تأثیر جوهری دارد.


      و این تأثیر به اذن و اراده الهی انجام می گیرد. خود حضرت حق ما را مأمور به دعا كردن نموده است و برای این دعا تأثیر قائل شده است.


      نتیجه این كه آری زمان ظهور حضرت حجت(ع) مثل بقیه امور و اسرار به قضای الهی است. در عین حالی كه ما موظف به دعای در جهت تعجیل فرج آن بزرگوار می باشیم. و دعای ما می تواند در مجموعه علل ظهور مؤثر باشد. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 14 مرداد 1393-07:55 ب.ظ

» آیا روایتی دال بر این که شیطان پس از ظهور شکلی جسمانی یافت و به دست حضرت کشته می شود وجود دارد یا خیر؟

بنا به آنچه در روایتى از امام صادق(ع) آمده است شیطان در زمان رجعت امیرالمؤمنین و پیامبر اكرم(ص) كه پس از ظهور امام زمان(ع) مى باشد توسط پیامبر(ص) كشته مى شود.
       در این روایت امام(ع) به آیه 36 سوره حجر اشاره مى كند كه شیطان از خداوند تا روز رستاخیز مهلت مى خواهد كه زنده بماند. خداوند در جواب او مى فرماید تو از مهلت یافتگانى اما نه تا روز قیامت بلكه تا روز و وقت معینى.
       در این روایت امام صادق(ع) روز و وقت معلوم را در آیه زمان رجعت ذكر كرده اند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 14 مرداد 1393-07:52 ب.ظ

» آیا زمانی که حضرت مهدی«علیه السلام»ظهور کرد سخن وی را تمام مردمان کره زمین می شنوند؟

در کتابهای مربوط به شرح حال حضرت قائم آل محمّد«صلی الله علیه وآله» و در احادیث راجع به آن بزرگوار و چگونگی ظهور نقل شده است که آن حضرت به صدایی که همه ی عالم بشنوند از مکّه خود را معرّفی میکند و مردم رابه سوی خود دعوت میکند و در روایتی که از حضرت صادق«علیه السلام» نقل شده است چنین آمده که آن حضرت فرمود اهل هر زبانی آن ندارا(به قدرت حق تعالی) به زبان خود می شنود.

 و نیز از آن حضرت روایت شده است که: چون قائم ما قیام کند خداوند گوش و چشم شیعیان ما را چنان تقویت می کند که بین آنها و امام«علیه السلام» پُست و پیک وجود نداشته باشد به گونه ای که وقتی امام با آنها سخن می گوید آنان می شنوند و او را میبیند در حالی که امام در جایگاه خود قرار دارد(4).


4) بحارالانوار، ج 52، ص 236.
 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 14 مرداد 1393-11:07 ق.ظ

» یكی از دلیلهای ملموس جعلى بودن احادیثدجال این است كه « یأجوج و مأجوج » ازتیروكمان كه جزو سلاحهاى قدیمى است،هنگام ظهورشان در آخرالزمان حتماًاستفاده خواهد كرد. در حالى كه اكنوندیگر از این گونه سلاحها خبرى نیست!.

گفتنی است این گونه نتیجه گیری قطعی نیست؛ زیرا امكان دارد تیر و كمان و یا شمشیر نماد اسلحه باشد. و در هر زمان متناسب با پیشرفت تكنولوژی تغییر كند.
      علاوه بر اینكه كاركرد تیروكمان نیز هم چنان باقی است و اكنون در مسابقات از آن استفاده
      می شود و اگر جنگلهای چریكی و كمین گاهی را در نظر بگیریم چه بسا تیر و كمان از كاربردی ترین اسلحه ها باشد كه بدون صدا و مخفیانه دشمن را غافلگیر كرد و او را از پا درمی آورد و رعب و وحشت عجیبی در میان لشكر دشمن می اندازد. به طوری كه سلاح های پیشرفته توانایی مقابله با آنرا ندارد به ویژه اگر تعداد كمین ها بسیار باشد هرگونه آسایش و آرامش را از دشمن سلب می كند. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :14
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...